السيد محمد صادق الروحاني

25

نظام حكومت در اسلام (فارسى)

با تأويل آيات و جعل اخبار پايه‌هاى حكومت او را مستحكم سازند ) و در دانشگاه‌ها ومؤسسات تبليغى و دولتى ، دست‌نشانده‌هايى گذاشتند و انتشاراتى پخش كردند ، و گروهى از دانشمندان خود را زير ماسك فريبنده « خاورشناسى » به فعاليت واداشتند كه حقايق اسلام را تحريف نمايند . در نتيجه اين فعاليت‌ها ، اسلام در نظر مردم حتى طبقه تحصيل‌كرده و روشنفكر ، طور ديگر جلوه كرد كه با اسلام حقيقى بسيار فرق دارد ، تا آنجا كه مسئله جدايى دين از سياست در جهان اسلام نيز مطرح گرديد ! سرانجام كار به‌جايى رسيد كه بسيارى از احكام سياسى ، اقتصادى ، جزايى و نظامى و آنچه مربوط به كيفيت اداره مجتمع اسلامى است از مباحث فقهى حذف شد و در اغلب حوزه‌هاى علمى عملا متروك گرديد . آرى ، كار استعمارگران از اين هم عجيب‌تر است ، آنها حق را باطل و باطل را حق جلوه مىدهند . استعمارگران و ايادى و مزدوران آنها گفتند : اسلام حكومت ندارد ، دين غير از حكومت است و حكومت غير ] از آن [ ، و دين بايد از سياست جدا شود تا مردم به سعادت اخروى برسند ! گروهى از مسلمانان هم با آنها هم‌صدا شدند ( و با وجود آن همه آيات و روايات ، و حتى سيره پيغمبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) و اميرالمؤمنين ) گفتند : تا دستگاه حكومت از دين جدا نباشد ، مردم نمىتوانند سعادت اخروى به‌دست آورند ، بنابراين مسلمانان نبايد در امر حكومت دخالت كنند . آيا مسلمانان از سيره پيغمبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) اطلاع ندارند ؟ آيا قرآن نمىخوانند كه مىفرمايد : « فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنزَلَ اللهُ » « 1 » « وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنزَلَ اللهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ » « 2 » « فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى » « 3 » « وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنزَلَ اللهُ

--> ( 1 ) . مائده ، 48 . ( 2 ) . مائده ، 49 . ( 3 ) . ص ، 26 .